دفتر امور شاهد و ایثارگران دانشگاه علوم پزشكی همدان دفتر امور شاهد و ایثارگران دانشگاه علوم پزشكی همدان ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ باید برای خدا رفت ، رفت تا آنجا که پیامت دهند ، ماموریتت تمام شد . tag:http://www.hamedan-shahed.ir 2017-10-18T23:42:32+01:00 mihanblog.com شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام تسلیت باد 2017-10-03T01:00:00+01:00 2017-10-03T01:00:00+01:00 tag:http://www.hamedan-shahed.ir/post/109 سردبیر وب سایت حضرت امام سجاد(ع)اسم مبارك آن بزرگوار علی است و مشهورترین القاب آن حضرت زین العابدین و سجّاد است و مشهورترین كنیة او ابامحمد وابوالحسن است. مدّت عمر آن بزرگوار مثل پدر بزرگوارش پنجاه و هفت سال است زیرا پانزدهم جمادی الاول سال سی و هشت از هجرت به دنیا آمد. تولد آن بزرگوار دو سال قبل از شهادت امیرالمؤمنین (ع) است و تقریباً بیست و سه سال به پدر بزرگوار زندگی كرد. پس مدت امامت آن بزرگوار سی و چهار سال است. حضرت سجّاد (ع) پدری چون حسین دارد و مادرش دختر یزدگرد پادشاه ایران است كه دست عنایت حق بطور خا
حضرت امام سجاد(ع)

اسم مبارك آن بزرگوار علی است و مشهورترین القاب آن حضرت زین العابدین و سجّاد است و مشهورترین كنیة او ابامحمد وابوالحسن است. مدّت عمر آن بزرگوار مثل پدر بزرگوارش پنجاه و هفت سال است زیرا پانزدهم جمادی الاول سال سی و هشت از هجرت به دنیا آمد. تولد آن بزرگوار دو سال قبل از شهادت امیرالمؤمنین (ع) است و تقریباً بیست و سه سال به پدر بزرگوار زندگی كرد. پس مدت امامت آن بزرگوار سی و چهار سال است.

حضرت سجّاد (ع) پدری چون حسین دارد و مادرش دختر یزدگرد پادشاه ایران است كه دست عنایت حق بطور خارق العاده این دختر را به امام حسین می رساند. شرافت این زن آن است كه مادر نه نفر از ائمة طاهرین می شود و چنانچه حسین (ع) اب الائمه است. این زن نیز ام الائمه است. و اما از نظر فضایل انسانی: امام سجّاد (ع) گرچه با اهل بیت علیهم السلام وجه اشتراك در همة فضایل دارند و هیچ فرقی میان آنان از نظر صفات و فضایل انسانی نیست، اما از نظر گفتار و كردار شباهت تامّی به جدشان امیرالمؤمنین علیه السلام دارد.
ایمان امام سجاد (ع)
امیرالمؤمنین (ع) در دعای صباح می گوید: یا من دل علی ذاته بذاته.
«ای كسی كه برهان وجود خود هستی.»
حضرت سجّاد نیز در دعای ابوحمزة ثمالی می گوید: بك عرفتك وانت دللتنی علیك وعوینی الیك ولولا انت لم أدرما انت.
«تو را به خودت شناختم و تو دلالت نمودی مرا بر خودت و دعوت نمودی به خودت و اگر نبودی، ترا نمی شناختم.»
این گونه كمات منتهای ایمان را می رساند و این همان ایمان شهودی است كه امیرالمؤمنین می فرماید: لو كشفت لی الغطاء ما ازددت یقینا.
«اگر بر فرض محال ممكن بود خدا را بر این چشم ظاهری دید و می دیدم بر یقین من كه الآن به ذات مقدس حق دارم افزوده نمی شد.».
علم امام سجّاد (ع)
اگر امیرالمؤمنین علیه السلام می گوید: «از من بپرسید هرچه می خواهید كه به خدا قسم تمام وقایع را تا روز قیامت می دانم، حضرت سجاد نیز می گوید: «اگر نمی ترسیدم كه مردم در حق ما غلوّ كنند، وقایع را تا روز قیامت می گفتم.»
تقوای امام سجاد (ع)
امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمود: والله لو اعطیت الاقالیم السبعة وما تحت افلا كها علی ان اعصی فی نملة اسلبها جلب شعیرة ما فعلت.
«به خدا قسم اگر تمام عالم هستی را به من دهند كه به مورچه ای ظلم كنم و بیجهت پوست جوی را از دهان آن بگیرم، نمی كنم.»
حضرت سجّاد نیز می فرمود:
تعصی الاله وانت تظهر حبّه هذا لعمری فی الفعال بدیع
لو كنت تظهر حبه لأطعته ان المحب لمن یحب مطیع
«خداوند را معصیت می كنی و ادعا می كنی كه او را دوست داری. به جان من این ادعا از عجایب امور است. اگر راستی خدا را دوست داشتی او را اطاعت می كردی، زیرا محّب همیشه مطیع محبوب است.»
در این اشعار نیز امام سجاد می گوید محال است كه خداوند را معصیت كنم، زیرا او را دوست دارم.
عبادت امام سجاد (ع)
دربارة امیرالمؤمنین گفته شده است كه روزها به ایجاد باغ و قنات برای فقرا و محتاجین مشغول بود، و تا به صبح عبادت می كرد. حضرت سجّاد نیز چنین بود چه بسیار باغها و قنوات كه به دست ایشان برای دیگران آباد یا ایجاد شد. عبادت و سجدة او به حدی بود كه به زین العابدین و سجّاد ملقّب شد.
از رسول اكرم روایت شده كه روز قیامت خطاب می شود: «كجا است زین العابدین؟» و می بینم كه فرزندم علی بن الحسین جواب می دهد و می آید. از امام باقر روایت شده كه: «پدرم را می دیدم كه از كثرت عبادت پاهای او ورم كرده، و صورت او زرد، و گونه های او مجروح، و محل سجدة او پینه بسته بود.»
سخاوت، فتوت و رأفت امام سجّاد (ع)
در تاریخ است یكی از كارهای امیرالمؤمنین (ع) اداره كردن فقرا بطور مخفیانه بوده است. امیرالمؤمنین شبها خوراك، پوشاك و هیزم به خانة بینوایان می برد، و آن بینوایان حتی نمی دانستند كه چه كسی آنها را اداره می كند. همچنین میان مورخین مشهور است كه امام سجاد (ع) چنین بوده است.
راوی می گوید: در محضر امام صادق (ع) بودیم كه از مناقب امیرالمؤمنین (ع) صحبت شد و گفته شد هیچ كس قدرت عمل امیرالمؤمنین را ندارد و شباهت هیچ كس به امیرالمؤمنین، بیشتر از علی بن الحسین نبوده است كه صد خانواده را اداره می كرد. شبها گاهی هزار ركعت نماز می خواند.»
از طریق اهل تسنن روایت شده است كه چون حضرت سجاد شهید گشت روشن شد كه آن حضرت صد خانواده را بطور مخفی اداره می كرده است.
زهد امام سجّاد (ع)
چنانچه امیرالمؤمنین (ع) زاهد به تمام معنی بوده است و دلبستگی به مالی و به كسی جز به خدای متعال نداشته است. همچنین بوده است امام سجاد (ع). لذا به اصحاب خود سفارش می فرمود: اصحابی، اخوانی، علیكم بدار الآخرة ولا اوصیكم بدار الدنیا فانكم علیها وبها متمسكون اما بلغكم ان عیسی علیه السلام قال للحواریین. الدنیا قنطرة فاعبروها ولا تعمروها. وقال: من یبنی علی موج البحر داراً؟ تلكم الدار الدنیا ولا تتخذوها قراراً.
«ای یاران من، برادران من، مواظب خانة آخرت باشید من سفارش دنیا را به شما نمی كنم زیرا شما بر آن حریص هستید و به آن چنگ زده اید. آیا نشنیده اید كه حضرت عیسی به حواریون می گفت: دنیا پل است، از روی آن بگذرید و به تعمیرش نپردازید! چه كسی روی موج آب خانه می سازد؟ موج دریا این دنیا است، به آن دلبستگی نداشته باشید.»
شجاعت امیرالمؤمنین (ع)
شجاعت امیرالمؤمنین (ع) زبانزد خاص و عام است. و اگر گفتار امام سجاد (ع) را در مجلس ابن زیاد و در مجلس یزید و مخصوصاً خطبة آن بزرگوار را در مسجد شام در نظر بگیریم شجاعت این بزرگوار نیز بر ما روشن می شود.
امیرالمؤمنین شجاعت خود را در میدان برای افرادی مثل عمروبن عبدود و مرحب خیبری به كار می برد و فرزند گرامی او امام سجّاد، شجاعت را در مجلس ابن زیاد و مجلس یزید و روی منبر در مسجد شام به كار برده است.
سیاست امام سجّاد (ع)
امیرالمؤمنین به اقرار همة مورخین از سنّی و شیعه پاسدار اسلام بود و رأی و تدبیر او فوق العاده مفید بود، چنانكه عمر بیشتر از هفتاد مورد گفته است: لولا علی لهك عمر، یعنی: «اگر علی نبود عمر هلاك شده بود.»
امام سجاد علیه السلام در مدت سی و پنج سال پاسدار شیعه بود. مورخین معتقدند كه تدبیر امام سجّاد، مدینه را و بسیاری از شیعیان را از دست كسانی چون یزید و عبدالملك مروان نجات داد.
حلم امام سجاد (ع)
دربارة امیرالمؤمنین گفتاری نقل شده و ایشان فرمودند: «برآدم بیخردی گذشتم كه به من بد می گفت. از او صرف نظر كردم گویی كه او حرفی نزده است.» دربارة امام سجاد نیز گفتاری نقل شده است و ایشان فرمودند: «بر كسی گذشتم كه به من بد می گفت. بدو گفتم كه اگر راست می گویی خداوند متعال مرا رحمت كند، و اگر دروغ می گویی خدا تو را بیامرزد!»
تواضع امام سجاد (ع)
آن حضرت با فقرا می نشست، با آنان غذا می خورد، از آنان دلجویی می كرد، به آنان لطف داشت و پناه آنان بود، برای آنان كار می كرد و از آنان پذیرایی می نمود، و دربارة آنان به دیگران سفارش می كرد.
تاریخ نویسان اقرار دارند كه امام سجاد (ع)، دوست داشت فقیران، یتیمان و بینوایان سر سفره اش باشند و با آنها بنشیند، غذا برای آنها آماده كند و حتی غذا در دهن آنان بگذارد.
فصاحت و بلاغت امام سجّاد (ع)
فصاحت به معنی خوب سخن گفتن، مجاز، كنایه، لطایف و مثالها را به كار بردن است. و بلاغت سخن خوب گفتن، بجا سخن گفتن، از طول كلام بی فایده پرهیز داشتن است. فصاحت و بلاغت امیرالمؤمنین مورد اقرار همه است آنچنانكه دربارة نهج البلاغه گفته شده:
دون كلام الخالق وفوق كلام المخلوق.
«پایین تر از كلام خالق و بالاتر از كلام مخلوق است.»
امام سجّاد صحیفة كامله سجادیه را به جهان عرضه داشت. صحیفه ای كه چون آن نیامده و نخواهد آمد. صحیفه ای كه در ضمن دعا، معارف اسلام، سیاست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعیات اسلام، حقانیت شیعه، حقانیت اهل بیت، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقیقت، و بالاخره یك دوره معارف اسلامی را آموزش می دهد. صحیفه ای كه محققین اسم آن را اخت القرآن، انجیل اهل بیت، زبور آل محمد نهاده اند. صحیفه ای كه ابلهی با فصاحت ادعا كرد كه می تواند چون آن بیاورد چون قلم به دست گرفت و نتوانست، دق كرد و مرد.
جهاد امام سجاد (ع)
امیرالمؤمنین علیه السلام بزرگترین مجاهد اسلام است كه توانست اسلام را از دست كفار و مشركین نجات دهد. ولی فرزندش امام سجّاد گرچه در كربلا كشته نشد اما وجودش، بقایش و اسارتش عامل بقای اسلام بوده است. قیام ابی عبدالله الحسین (ع) درختی بود كه در كربلا كاشته شد و آبیاری و به ثمر رساندن و نگاهداری از آن به دست امام سجاد (ع) به دست زینب كبری انجام گرفت.
تدبیر امام سجاد در اسارت، گریه های امام سجاد در مدینه، نوحه خوانی و روضه خوانیهای آن حضرت در مدت سی و پنج سال سخنرانیش، به موقع جهادی بود فوق العاده مفید و ثمربخش كه تحلیل سیاسی تاریخ، این مطالب را نشان می دهد.
عفو و جوانمردی امام سجّاد (ع)
اگر تاریخ دربارة امیرالمؤمنین (ع) می گوید كه چگونه از ابن ملجم مواظبت كرد و هنگامی كه ظرف شیری را برای حضرت می آوردند نیمی را می خورد و نیم دیگر را برای او می فرستاد، و دربارة او وصیّت و سفارش فراوان نمود، دربارة امام سجّاد نیز منقول است كه: فرماندار مدینه كه دل امام سجاد را خون كرده بود، از طرف عبدالملك مروان معزول شد و امر شد كه او را به درختی ببندند و مردم بیایند و به او توهین كنند. امام سجاد (ع) اصحاب خود را خواست و سفارش فرمود كه مبادا به او توهین شود! امام سجاد نزد او رفت و او را دلداری داد و نزد عبدالملك مروان وساطت او را كرد كه از این خواری نجات یابد.
آن فرماندار معزول می گفت از علی بن الحسین و یارانش ترس دارم زیرا به آنها ظلم بسیار كردم.
ابهت و شخصیت امام سجّاد (ع)
دربارة امیرالمؤمنین (ع) گفته شده كه بسیار متواضع بود، ولی بزرگی شخصیّت آن بزرگوار میان همه محفوظ بود. همچنین است فرزند عزیزش امام سجاد (ع).
در تاریخ ضبط است كه هشام بن عبدالملك به حج آمده بود و كثرت جمعیت مانع شدكه حجر الاسود را استلام كند. پس در گوشه ای برای او فرشی انداخته و نشسته بود كه امام سجّاد وارد طواف شد و وقتی به حجر الاسود رسید، مردم كنار رفتند و حضرت مكرّر استلام نمود. هشام فوق العاده ناراحت شد. یكی از اطرافیان پرسید: این مرد كیست كه مردم چنین به او احترام دارند؟ هشام تجاهل كرد و گفت نمی دانم. فرزدق آنجا بود، فی البداهة قصیدة مفصلی دربارة امام سجاد سرود. ما چند بیت از آن قصیده را می آوریم: تمام قصیده در مناقب ابن شهر آشوب موجود است:
هذا الذی تعرف البطحاء وطاته والبیت یعرفه والحل والحرم
ما قال لاقط الا فی تشهده لولا التشهد كانت لانه نعم
یغضی حیاء ویغضی من مهابته فما یكلم الا حین یبتسم
من معشر حبهم دین وبغضهم كفر وقربهم منجی ومقتصم
مقدم بعد ذكر الله ذكرهم فی كل فرض ومختوم به الكلم
«این مردی است كه حجاز، خانة خدا، حل، حرم او را می‌شناسند.
نه، در كلامش نیست ـ حاجت سائل را همیشه برآورده می كند جز در تشهد ـ كه لا اله الا الله می گوید. و اگر تشهد در نماز نبود، نه او، همیشه آری بود: هنگام برخورد با مردمان چشمها را فرو می بندد برای آنكه حیا دارد، و دیگران چشم فرو می بندد به جهت ابهتی كه او دارد. و سخن با او نمی گویند مگر كه آن بزرگوار تبسّم كند. روز قیامت حب آنها دین است و بغض آنها كفر است و قرب و نزدیكی به آنان پناه و نجات انسانها است. در نمازها یاد آنها و اسم آنها مقدم بر هر چیزی است بعد از اسم خدای متعال. و نمازها به اسم آنان تمام می شود ـ یعنی در نماز بعد از اسم خدا در اقامه، اسم اهل بیت است و آخر مطلب كه در تشهد آخر گفته می شود باز اسم اهل بیت است. گفته شده كه فرزدق به این اشعار آمرزیده شده است و به گفتة جامی اگر اهل عالم به این اشعار آمرزیده شوند جا دارد.
زندگی امام سجاد (ع)
می دانیم زندگی امیرالمؤمنین (ع) پر تلاطم بود در نهج البلاغه می فرماید: صبرت وفی العین قذی وفی الحلق شجی. یعنی: «صبر نمودم در مصایب نظیر كسی كه خاری در چشم و استخوانی در گلو داشته باشد.» ولی زندگی امام سجّاد علیه السلام از زندگی امیرالمؤمنین علیه السلام بسیار پرتلاطم تر بود. آن حضرت در بحبوحة جنگ صفین به دنیا آمد: در زمان معاویه و آن جنایاتش پرورش پیدا كرده. معاویه را با كشتارهای دسته جمعی شیعیان، با اشاعة سبّ امیرالمؤمنین در خطبه ها و بعد از نمازها دیده است. بعداً حماسة كربلا و اسارت، كه هر روزی از آن چند بار مرگ است، مجلس ابن زیاد و مجلس یزید را با اهل بیت پدرش پشت سر نهاد. قضیة حره كه ننگی است بر دامن مسلمانان را مشاهده كرد.
یزید سال دوم سلطنت، شخصی را با پنج هزار لشگر به مدینه فرستاد و دستور قتل عام داد و سه روز مدینه را برای لشگریان خود مباح اعلام نمود.
او شاهد قضیة عبدالله بن زبیر است ـ كه همة بنی هاشم و من جمله محمد بن حنفیه را در شعب ابی طالب جمع نمود كه بسوزاند و چون دشمن رسید موفق نشد ـ شاهد مروان بن حكم بود كه دشمن سرسخت اهل بیت بود. شاهد حكومت عبدالملك مروان با فرماندارش حجاج بن یوسف ثقفی است. زندانی زندان حجاج بن یوسف است كه در میان بیابانی، پنجاه هزار زندانی در آن زندان بود و دمیری در حیاة الحیوان می گوید خوراك آنها دو قرصه نان بود كه بیشتر آن خاكستر بود. شاهد كشتار بیشتر از صد هزار نفر بود به جرم دوستی با اهل بیت. پنجاه و هفت سال در این دنیا زندگی كرد ولی هر روز از آن برای آن بزرگوار قتلگاهی بود.
والسلام علیه یوم ولد ویوم استشهد ویوم یبعث حیاً
]]>
«سی و هفتمین سالروز هفته دفاع مقدس گرامی باد» 2017-09-23T06:35:34+01:00 2017-09-23T06:35:34+01:00 tag:http://www.hamedan-shahed.ir/post/889 سردبیر وب سایت                                  «سی و هفتمین سالروز هفته دفاع مقدس گرامی باد» همایش تجلیل از ایثارگران و خانواده های معظم شهدای شاغل و بازنشسته دانشگاه علوم پزشکی همدان روز چهارشنبه   مورخه 5/7/96 راس ساعت 9.30 در سالن بزرگ مرکز همایش های دانشگاه برگزار میگردد. لذا از کلیه ایثارگران معزز و خانواده های معظم شهدا (والدی  

                              

«سی و هفتمین سالروز هفته دفاع مقدس گرامی باد»

همایش تجلیل از ایثارگران و خانواده های معظم شهدای شاغل و بازنشسته دانشگاه علوم پزشکی همدان

روز چهارشنبه  

مورخه 5/7/96 راس ساعت 9.30 در سالن بزرگ مرکز همایش های دانشگاه برگزار میگردد. لذا از کلیه ایثارگران معزز و خانواده های معظم شهدا (والدین شهید،همسر شهید، شخص فرزند شهید) دعوت به عمل می آید


 

آدرس :  همدان ،خیابان شهید فهمیده ، روبروی پارک مردم ، دانشگاه علوم پزشکی همدان ،

دفتر امور شاهد و ایثارگران تلفن تماس : 38381838-081

]]>
چرا آغاز جنگ را هفته دفاع مقدس می نامیم؟(قسمت اول ) 2017-09-22T01:00:00+01:00 2017-09-22T01:00:00+01:00 tag:http://www.hamedan-shahed.ir/post/308 سردبیر وب سایت                                   اساساً هرکشوری پایان جنگ ویا هر بحرانی را گرامی می دارد. مگر در پایان هشت سال دفاع مقدس ما پیروز مطلق میدان نبرد نبوده ایم؟ که شروع جنگ که از تلخ ترین روزهای دفاع مقدس است را گرامی می داریم. در این مقاله ما سعی می کنیم که به این مساله بپردازیم که چرا هفته اول جنگ به نام دفاع مقدس نام گذاری شده است؟                                  
اساساً هرکشوری پایان جنگ ویا هر بحرانی را گرامی می دارد. مگر در پایان هشت سال دفاع مقدس ما پیروز مطلق میدان نبرد نبوده ایم؟ که شروع جنگ که از تلخ ترین روزهای دفاع مقدس است را گرامی می داریم. در این مقاله ما سعی می کنیم که به این مساله بپردازیم که چرا هفته اول جنگ به نام دفاع مقدس نام گذاری شده است؟
و با تاکید بر این که بیش از نیمی از جمعیت کشور را جوانان زیر ۳۰ سال تشکیل می دهند. و با توجه به اهمیتی که دوران دفاع مقدس در تاریخ معاصر ایران داردکه همواره در پی بروز هر جنگی، شاهد جدایی بخش هایی از این سرزمین پهناور به دست بیگانگان بوده است.
به گونه ای که می توان گفت در دویست سال گذشته، یعنی از زمان «فتحعلی شاه قاجار» به بعد، نزدیک به یک میلیون کیلومتر مربع از خاک ایران جدا شده است. اما علی رغم پشتیبانی قدرت های بزرگ از عراق، روند مذکور در جنگ ایران و عراق ادامه پیدا نکرد و سرفصل جدیدی از تاریخ ایران را در صفحات تاریخی به ثبت رساند. در این جنگ نه تنها یک وجب از خاک ایران در دست نیروهای عراقی باقی نماند، بلکه عراق به عنوان کشور متجاوز به نظام بین الملل معرفی شد.
پس چرا؟
بسیاری از جوانان نسل سوم و چهارم انقلاب کمترین توجه را به آن دارند و کمترین خاطره های آن دوران مهم را با خود ندارند. با توجه به این که هنوز نسلی که مستقیم در دفاع مقدس حضور داشته است زنده و گواه تاریخی این واقعه عظیم است.(رزمندگان،آزدگان،جانبازان وخانواده معظم شهدا)
مقاله حاضر به چهار بخش تقسیم گردیده است: ابتدا وضعیت ایران قبل از جنگ ، در بخش دوم وضعیت ایران در شروع جنگ و بخش سوم پایان جنگ و بخش چهارم بعد از جنگ.

بخش اول : وضعیت ایران قبل از شروع جنگ

انقلاب اسلامی که ازجهات متعدد با سایر انقلاب ها متفاوت بود. ودرتعارض مستقیم با قدرتهای سلطه گر قرارداشت. و همین تفاوت وتعارض باعث شده بود که غیر پیش بینی باشد. وهمین موضوع موجب نگرانی قدرتهای بزرگ شده بود.لذا ازهمان ابتد با مقابله ی همه جانبه وجدی انان مواجه شد.وقدرتهای بزرگ برای اینکه کشورهای منطقه را همراه خودکنند.صدور اندیشه های انقلاب اسلامی برای کشورهای منطقه را خطرناک عنوان می کردند .ومدعی این بودند انقلاب اسلامی درصدد سرنگونی حکومتهای آنان است.
امام خمینی قدس سره درتشریح صدور انقلاب می فرماید « این معنی غلط را از صدور انقلاب برداشت نکنند که ما می‌خواهیم کشورگشایی کنیم. ما همة کشورهای مسلمین را از خودمان می‌دانیم. همة کشورها باید در محل خودشان باشند… معنی صدور انقلاب ما این است که همه ملتها بیدار شوند و خودشان را از این گرفتاری که دارند و تحت سلطه‌ای که هستند و از این که همه مخازن آنها دارد به باد می‌رود و خودشان به نحو فقر زندگی می‌کنند، نجات دهند… ما می‌خواهیم این چیزی که در ایران واقع شد، این بیداری و اینکه خودشان را از ابرقدرتها فاصله دادند و دست آنها را از مخازن خود کوتاه کردند، این در همه ملتها و در همة دولت‌ها واقع بشود، آرزوی ما این است.»
دراین دوره کشوربا بحران و چالشهای فراوانی روبرور بود. از لحاظ سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی. که این فشارها عمدتاٌ ازسوی قدرت های بزرگ و کشورهای منطقه ای به ایران تحمیل می شد. تاشاید بتوانند ایران را به پای میز مذکره بکشانند.
در درون ایران گروه های سیاسی اعم از منافقین ، ملی مذهبی ها ، لیبرال ها و جریان های سیاسی دیگر که فکر می کردند بدون حمایت قدرتهای بزرگ نمی شود.کشور را اداره کرد.با ایجاد غائله گنبد ، کردستان ، ترور شخصیت ها و آدم های موثر انقلاب اسلامی با تلاش در حذف نیروهای انقلابی و وفادار به حضرت امام خمینی (ره) خواهان بدست گرفتن حکومت و جدائی دین از سیاست بودند. در حالی که حضرت امام خمینی (ره)تاکید بر پیوستگی دین وسیاست داشت.چرا که اندیشه دینی باعث استقلاق وعزت بود.درحالی که جدایی دین ازسیاست باعث همان وابستگی ها دوران طاغوت می شد. که تمامی این جریانها وابسته به حمایتهای قدرتهای سلطه گر بود.اتقافات دیگری هم دراین دوره رخ می دهد. تلاش برای کودتا توسط عوامل نظامی وابسته به خارج «کودتای نوژه» ،عملیات مستقیم نظامی (حمله به طبس) توسط آمریکا صورت گرفت.
از لحاظ ا قتصادی: مشکلات اقتصادی ایران در سالهای ۵۸ و ۵۹ کمتر از مشکلات سیاسی نبود، در سالهای قبل از پیروزی به دلیل اعتصابات انجام گرفته در بخشهای اقتصادی کشور بویژه در شرکت نفت که اقتصاد ایران به فروش آن بستگی داشت، عملاً اقتصاد کشور فلج شده بود، تقریباً تمامی بنگاهای تجاری و کارخا نجات به علت وابستگی به خارج و بلوکه شدن دارائی‌های ایران در بانکهای امریکا و تحریم اقتصادی ایران ازسوی امریکا تعطیل بودند. اگرچه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، به فرمان امام راحل(ره) کارگران و کارمندانی فعالیت خود را از نو آغاز کردند. لکن به دلیل عدم انسجام سیاسی در داخل و تحریک گروهکهای وابسته حرکت اقتصادی شکل مناسبی نداشت. کشور شدیداً در رکود اقتصادی بسر می برد.
ازلحا ظ فرهنگی هم دجار بحران بودیم زیرا درگذشته تقریباً فرهنگ غربی بر کشور حاکم بود.« متاسفانه هنوز آن نوع فرهنگ درجامعه ما جاری است» ولیکن بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در حال گذر وتطبیق خود با جامعه بود. که خود این دوگانگی فرهنگ تاثیر بسزایی در مراحل مختلف انفلاب ودفاع مقدس داشت.
ادامه دارد ...
]]>
ولادت با سعادت امام موسی کاظم بر مسلمین جهان مبارک باد 2017-09-10T23:00:00+01:00 2017-09-10T23:00:00+01:00 tag:http://www.hamedan-shahed.ir/post/888 سردبیر وب سایت ]]> ولادت امام هادی النقی (ع) مبارک باد 2017-09-05T23:00:00+01:00 2017-09-05T23:00:00+01:00 tag:http://www.hamedan-shahed.ir/post/764 سردبیر وب سایت ]]> عید سعید قربان مبارک 2017-08-31T23:00:00+01:00 2017-08-31T23:00:00+01:00 tag:http://www.hamedan-shahed.ir/post/886 سردبیر وب سایت ]]> عید سعید قربان مبارک 2017-08-31T23:00:00+01:00 2017-08-31T23:00:00+01:00 tag:http://www.hamedan-shahed.ir/post/885 سردبیر وب سایت ]]> روز عرفه 2017-08-30T23:00:00+01:00 2017-08-30T23:00:00+01:00 tag:http://www.hamedan-shahed.ir/post/884 سردبیر وب سایت ]]> سالروز شهادت مظلومانه شهیدان رجایی و باهنر تسلیت باد 2017-08-29T23:00:00+01:00 2017-08-29T23:00:00+01:00 tag:http://www.hamedan-shahed.ir/post/883 سردبیر وب سایت دیدگاه ولایت در مورد شهید رجایی و باهنر: حضرت آیت الله خامنه‌ای ولی امرمسلمین جهان بعد از شهادت شهید رجایی و باهنر بیان کردند: «شهید رجایی و شهید باهنر انصافاً و حقاً، الگوی دو چهره‌ی انقلابی مؤمن و خالص بودند و زندگی و شهادتشان، درس آموز بود»[5] «شهید باهنر، مرد بی‏‌تظاهری بود که هیچ کس از ظاهر آرام او نمی‏‌فهمید در باطن و ذهن و اندیشه موّاج او چه می‏‌گذرد. وی یکی از متفکرین و تئوریسین‏ها و ایدئولوگ‏‌های انقلاب بود. نوشته‌‏های زیادی داشت و کتاب‏‌های زیادی را تنظیم کرده بود … . ارتباطا

دیدگاه ولایت در مورد شهید رجایی و باهنر:

حضرت آیت الله خامنه‌ای ولی امرمسلمین جهان بعد از شهادت شهید رجایی و باهنر بیان کردند:

«شهید رجایی و شهید باهنر انصافاً و حقاً، الگوی دو چهره‌ی انقلابی مؤمن و خالص بودند و زندگی

و شهادتشان، درس آموز بود»[5] «شهید باهنر، مرد بی‏‌تظاهری بود که هیچ کس از ظاهر آرام او

نمی‏‌فهمید در باطن و ذهن و اندیشه موّاج او چه می‏‌گذرد. وی یکی از متفکرین و تئوریسین‏ها و

ایدئولوگ‏‌های انقلاب بود. نوشته‌‏های زیادی داشت و کتاب‏‌های زیادی را تنظیم کرده بود … . ارتباطات

نزدیکی با شهید مطهری و شهید بهشتی داشت و هر دوی این‌ها، برای عظمت فکری و قدرت تفکر

عملی او ارزش زیادی قائل بودند … نقش شهید رجایی و باهنر در افشا کردن ماهیت لیبرالی و منافقانه

بنی صدر، بسیار برجسته بود. البته شهید رجایی در درجه اول و بعد هم شهید باهنر در این مورد نقش

داشتند. شهید رجایی با صبر خود و متانت و حوصله عظیم و با قبول دردها و رنج‏های قلبی و غیر قابل

افشایی که داشت، توانست با تعبیر خود من با نرمش قهرمانانه‌‏ای، بنی صدر خائن را افشا

و رسوا کند و به زمین بکوبد

]]>
ملیکا رضایی 2017-08-28T23:06:21+01:00 2017-08-28T23:06:21+01:00 tag:http://www.hamedan-shahed.ir/post/887 سردبیر وب سایت ملیکا رضایی فرزنده دلبند ایمان رضایی مسئول کارگزینی شاغل در بیمارستان بعثت و از جانبازان جنگ تحمیلی استان همدان در دومین مسابقات بین المللی کاراته نقش جهان  در اصفهان سبک شوتوکان رشته کاتا موفق به کسب مدال طلا و مقام اول و در رشته کومیته موفق به کسب مدال برنزشده اند .     ملیکا رضایی فرزنده دلبند ایمان رضایی مسئول کارگزینی شاغل در بیمارستان بعثت

و از جانبازان جنگ تحمیلی استان همدان در دومین مسابقات بین المللی کاراته نقش جهان

 در اصفهان سبک شوتوکان رشته کاتا موفق به کسب مدال طلا و مقام اول و در رشته کومیته

موفق به کسب مدال برنزشده اند .

 

 

]]>
شهادت حضرت امام محمد باقر بر تمامی مسلمین جهان تسلیت باد 2017-08-28T23:00:00+01:00 2017-08-28T23:00:00+01:00 tag:http://www.hamedan-shahed.ir/post/882 سردبیر وب سایت ]]> سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه مبارک باد 2017-08-22T23:00:00+01:00 2017-08-22T23:00:00+01:00 tag:http://www.hamedan-shahed.ir/post/89 سردبیر وب سایت    ]]> شهادت امام جواد بر تمام شیعیان تسلیت باد 2017-08-21T23:00:00+01:00 2017-08-21T23:00:00+01:00 tag:http://www.hamedan-shahed.ir/post/88 سردبیر وب سایت هشتمین امام معصوم علیه السلام در انتظار پسر و شیعیان در تب و تاب‏ رویت جمال جواد الائمه علیه‌السلام بودند. حدود چهل و هفتمین بهار عمر امام رضا علیه السلام سپرى مى‏شد اما هنوز فرزندى كاشانه پر فروغش را فروزان نساخته بود. از طرفى حضرت مورد طعنه دشمنان و زخم زبان ‏آنها قرار داشت كه گاه به وسیله نامه نیز آن حضرت را مورد آزار قرار مى‏دادند كه نمونه آن را مى‏توان در مكتوب «حسین ابن ‏قیاما» مشاهده كرد. او كه از سران «واقفیه‏» بود در نامه‏اى ‏به امام رضا علیه‌السلام مى‏نویسد: چگونه ممكن است امام باشى

هشتمین امام معصوم علیه السلام در انتظار پسر و شیعیان در تب و تاب‏ رویت جمال جواد الائمه علیه‌السلام بودند. حدود چهل و هفتمین بهار عمر امام رضا علیه السلام سپرى مى‏شد اما هنوز فرزندى كاشانه پر فروغش را فروزان نساخته بود. از طرفى حضرت مورد طعنه دشمنان و زخم زبان ‏آنها قرار داشت كه گاه به وسیله نامه نیز آن حضرت را مورد آزار قرار مى‏دادند كه نمونه آن را مى‏توان در مكتوب «حسین ابن ‏قیاما» مشاهده كرد. او كه از سران «واقفیه‏» بود در نامه‏اى ‏به امام رضا علیه‌السلام مى‏نویسد: چگونه ممكن است امام باشى در صورتى‏ كه فرزندى ندارى و امام علیه السلام پاسخ او را چنین نگاشت كه از كجا مى‏دانى كه من فرزندى نخواهم داشت چند روزى طول نخواهد كشید كه‏ خداوند به من پسرى عنایت ‏خواهد كرد كه حق را از باطل جدا مى‏كند. تا این كه طبق پیش‌بینى امام علیه السلام در رمضان سال 195 هجرى ‏و به نقل از ابن عیاش در دهم رجب آن سال ستاره امام جواد علیه السلام متجلى شد و مادرش «سبیكه‏» را كه از خاندان «ماریه قبطیه‏»همسر پیامبر صلی الله علیه و آله بود و به فرموده امام رضا علیه‌السلام آفرینشى پاكیزه و منزه داشت. مرتبت و مقامى والاتر بخشید.

درود و سلام و صلوات خدا بر جواد الائمه علیه السلام آن هنگام كه با میلادش جلوه زیباى مبارك‏ترین مولود را رقم زد و آن هنگام كه با قامت زیباى امامت ‏خویش قیامتى از شكوه و جلال و عظمت الهى را متجلى ساخت و آن زمان كه در آخر ذى قعده سال 220 هجرى دیده از جهان فرو بست و با غروب غمگنانه و افتخار آفرین خویش تجلى بخش ‏آیات جهاد و شهادت گشت.

ولادت امام جواد علیه‌السلام تمامى شایعات مربوط به امام رضا علیه‌السلام را پایان بخشید و دلهره و اضطراب را از میان شیعیان زدود. بدین ‏جهت، كه امام در حق فرزندش فرمود: این مولودى است كه براى ‏شیعیان ما «در این زمان‏» با بركت‏تر از او زاده نشده است.

مولودى كه حدود شانزده سال رهبرى و امامت‏ شیعیان را عهده‌دار شد و در این راستا آثارى شگفت از خویش به یادگار گذارد و مكتب ‏علمى، اجتماعى شیعه را جلوه خاص بخشید.

شهادت آن بزرگوار پایانى است ‏بر تلاش‌هاى چشمگیر و پر فروغش‏ تلاش‌هایى كه خلفاى بنى‌عباس و دشمنانش را آنچنان غافلگیر نمود كه نتوانستند آن حضرت را تحمل نمایند و بدین جهت در صدد شهادت ‏آن حضرت بر آمدند و این نوشتار نگاهى است‏ به عوامل و موجبات ‏شهادت آن حضرت كه در این زمینه به بررسى سه عامل مى‏پردازیم:

 

تقواى الهى و عدم همراهى با فساد دربار

مى‏دانیم كه یكى از القاب آن حضرت «تقى‏» است و این به خاطره ‏جلوه و ظهور خاصى است كه تقواى الهى آن امام همام در اجتماع ‏آن روز نموده و جهانى از پاكى و عفاف و تقوا را فرا راه‏ دیدگان قرار داده بود والا تمامى معصومین برخوردار از صفت‏ تقوا و عصمت الهى هستند چنانكه همه «صادق‏» راستگو و «كاظم‏» فرو برنده خشم و «زین العابدین‏» زیباترین روح ‏پرستنده‏» هستند.

اما فرهنگ القاب معصومین ریشه‏اى اجتماعى و برخاسته از عنایت الهى دارد كه لقب «تقى‏» نیز از این مقوله‏ است نگاهى به شرایط اجتماعى آن بزرگوار و وضعیت درباریان ما را بدین نكته رهنمون مى‏كند كه دشمن تلاشى پیگیر داشت تا به‏ گمان خود آن حضرت را با عیاشی‌ها و فساد دربار براى یك بار هم‏ كه شده است آلوده كند و در نتیجه آن حضرت را از چشم شیعیان و طرفدارانش كه او را به خاطر پاكى و طهارت الهى‏اش مى‌ستودند ساقط كند و حتى مامون براى كشاندن آن حضرت به بزم دربار دخترش ام‌الفضل را به عقد آن حضرت در آورد و در این جهت دستور لازم را نیز صادر كرد. اما راه به جایى نبرد و پاكى و تقواى ‏امامت ‏بر اندیشه باطل مامونى پیروز گشت و نورانیتى مضاعف ‏یافت. این بار كافى است روایت ذیل را مرور كنیم.

یكى از القاب آن حضرت «تقى‏» است و این به خاطره ‏جلوه و ظهور خاصى است كه تقواى الهى آن امام همام در اجتماع ‏آن روز نموده و جهانى از پاكى و عفاف و تقوا را فرا راه‏ دیدگان قرار داده بود والا تمامى معصومین برخوردار از صفت‏ تقوا و عصمت الهى هستند چنانكه همه «صادق‏» راستگو و «كاظم‏» فرو برنده خشم و «زین العابدین‏» زیباترین روح ‏پرستنده‏» هستند.

ابن شهرآشوب در كتاب «مناقب‏» از محمدبن ریان نقل مى‏كند كه ‏مامون درباره امام محمدتقى علیه‌السلام به هر نیرنگى دست زد شاید بتواند آن حضرت را مانند خود اهل دنیا نماید و به فسق و لهو، او را متمایل كند به نتیجه‏اى نرسید تا زمانى كه خواست دختر خود را به خانه آن حضرت بفرستد دستور داد صد كنیزك از زیباترین كنیزكان را بگمارند تا زمانی كه امام جواد علیه السلام براى ‏حضور در مجلس دامادى وارد مى‏شود با جام‌هاى جواهر نشان از او استقبال كنند كنیزان به آن دستورالعمل رفتار كردند ولى حضرت‏ توجهى به آنها ننمود. در آنجا مردى بود به نام «مخارق‏» كه آوازه‏خوان بود و بربط نواز و ریشى دراز داشت. مامون او را طلبید و از او خواست كه تلاش خود را جهت متمایل نمودن امام به امور مزبور به كار گیرد. مخارق به مامون گفت اگر ابوجعفر علیه السلام كمترین‏ علاقه‏اى به دنیا داشته باشد من به تنهایى مقصود تو را تامین‏ مى‏كنم. پس نشست مقابل آن حضرت و آواز خود را بلند كرد به گونه‏اى‏ كه اهل خانه دورش گرد آمدند و شروع كرد به نواختن عود و آوازخوانى. ساعتى چنین كرد ولى دید حضرت جواد علیه السلام نه به سوى او و نه به راست و چپ خود هیچ توجهى ننمود. سپس سر برداشت و رو به‏ آن مرد كرد و فرمود، «اتق الله یاذاالعثنون‏»؛ از خدا پروا كن ‏اى ریش دراز. پس عود و بربط از دست آن مرد افتاد و دستش از كار افتاد تا آن كه بمُرد. مامون از او پرسید تو را چه شد؟ گفت: وقتى كه ابوجعفر علیه السلام فریاد بركشید آن چنان هراسیدم كه هرگز به‏ حالت اول باز نخواهم گشت.

روایت فوق بیانگر عمق توطئه مامون ‏جهت نشانه گرفتن تقواى الهى امام جواد علیه السلام مى‏باشد كه عصمت الهى‏ امام جواد علیه السلام نقشه‏هاى آنان را نقش بر آب مى‏نمود. و در همین ‏راستا سخن دیگرى كه از «ابن ابى داود» نقل شده است كه در جمع اطرافیان خود گفت:

خلیفه به این فكر افتاده است كه ابوجعفر علیه السلام را براى شیعیان و پیروانش به صورت زشت و مست نامتعادل آلوده به عطر مخصوص زنان ‏نمودار كند. نظر شما در این باره چیست؟ آنها مى‏گویند این كار دلیل شیعیان و حجت آن را از بین خواهد برد اما فردى از میان ‏آنان ‏مى‏گوید جاسوس‌هایى از میان شیعیان برایم این چنین خبر آورده‏اند كه شیعیان مى‏گویند در هر زمان باید حجتى الهى باشد و هرگاه حكومت متعرض فردى كه چنین مقامى نزد آنان دارد بشود خود بهترین دلیل است‏ بر این كه او حجت‏ خداست. پس از آن «ابن ابى‏داود» خبر را به خلیفه منتقل مى‏كند در این هنگام خلیفه این ‏چنین اظهار نظر مى‏كند كه «امروز در باره اینها هیچ چاره و حیله‏اى وجود ندارد. ابوجعفر را اذیت نكنید. پس از نومیدى از همراهى امام و درخشش هرچه بیشتر جلوه‏هاى پاكى و تقواى امام ‏بود كه دشمن تصمیم به شهادت امام علیه السلام را مى‏گیرد زیرا كه هر روز شخصیت امام فروغى فروزان‌تر به خویش مى‏گیرد و دل‌هاى مشتاق ‏پاكى و عفاف را هرچه بیشتر به سوى خویش جذب مى‏كند.

اما فرهنگ القاب معصومین ریشه‏اى اجتماعى و برخاسته از عنایت الهى دارد كه لقب «تقى‏» نیز از این مقوله‏ است نگاهى به شرایط اجتماعى آن بزرگوار و وضعیت درباریان ما را بدین نكته رهنمون مى‏كند كه دشمن تلاشى پیگیر داشت تا به‏ گمان خود آن حضرت را با عیاشی‌ها و فساد دربار براى یك بار هم‏ كه شده است آلوده كند و در نتیجه آن حضرت را از چشم شیعیان و طرفدارانش كه او را به خاطر پاكى و طهارت الهى‏اش مى‌ستودند ساقط كند و حتى مامون براى كشاندن آن حضرت به بزم دربار دخترش ام‌الفضل را به عقد آن حضرت در آورد و در این جهت دستور لازم را نیز صادر كرد. اما راه به جایى نبرد و پاكى و تقواى ‏امامت ‏بر اندیشه باطل مامونى پیروز گشت و نورانیتى مضاعف ‏یافت.

و امام علیه السلام خود بى‌رغبتى و ناراحتى خویش را از وضعیت دربار و همراهى آنان ‏اظهار مى‏داشت. «حسین مكارى‏» مى‏گوید: در بغداد بر ابوجعفر علیه السلام وارد شدم و در نزد خلیفه با نهایت جلالت مى‏زیست. با خود گفتم كه‏ حضرت جواد علیه السلام با این موقعیت كه در اینجا دارد دیگر به مدینه ‏برنخواهد گشت. چون این خیال در خاطر من گذشت دیدم امام سرش را پایین انداخت و پس از اندكى سربلند كرد در حالى ‏كه رنگ مباركش ‏زرد شده بود، فرمود: «اى حسین نان جو با نمك نیمكوب در حرم ‏رسولخدا صلی الله علیه و آله نزد من بهتر است از آنچه كه مشاهده مى‏كنى.

 

برترى دانش و تفوق علمى

دومین عامل شهادت امام جواد علیه السلام را مى‏توان حضور قوى و كارآمد حضرت در صحنه‏هاى علمى و برترى دانش آن حضرت برشمرد زیرا كه‏ این امر ناتوانى خلیفه را در مقابل امام جواد علیه‌السلام كه بسیارى ‏خلافت را حق آنان مى‏دانستند به نمایش مى‏گذاشت. و ضعف بنیه علمى‏ دانشمندان دربارى را هر چه بیشتر آشكار مى‏ساخت كه از میان ‏مباحثات متعدد حضرت یكى از آنها را برگزیده و نقل مى‏كنیم.

«زرقان‏» كه با «ابن ابى داود» دوستى و صمیمیت داشت مى‏گوید یك روز ابن ابى داود از مجلس معتصم بازگشت، در حالى كه به ‏شدت افسرده و غمگین بود علت را جویا شدم گفت: امروز آرزو كردم ‏كه كاش بیست ‏سال پیش مرده بودم پرسیدم چرا؟ گفت: به خاطر آنچه ‏از ابوجعفر «امام جواد علیه السلام» در مجلس معتصم بر سرم آمد. گفتم:

جریان چه بود؟ گفت: شخصى به سرقت اعتراف كرد و از خلیفه‏ «معتصم‏» خواست كه با اجراى كیفر الهى او را پاك سازد. خلیفه ‏همه فقها را گرد آورد و محمدابن على «حضرت جواد علیه السلام‏» را نیز فراخواند و از ما پرسید دست دزد از كجا باید قطع شود؟ من‏ گفتم: از مچ دست. گفت: دلیل آن چیست؟ گفتم: چون منظور از دست‏ در آیه تیمم «فامسحوا بوجوهكم و ایدیكم‏»،صورت و دست‌هایتان ‏را مسح كنید» تا مچ دست است. گروهى از فقها در این مطلب با من موافق بودند و مى‏گفتند: دست دزد باید از مچ قطع شود ولى‏ گروهى دیگر گفتند: لازم است از آرنج قطع شود و چون معتصم دلیل‏ آن را پرسید گفتند: منظور از دست در آیه شریفه وضوء:

« فاغسلوا وجوهكم و ایدیكم الى المرافق‏» صورت‌ها و دست‌هایتان ‏را تا آرنج ‏بشویید. تا آرنج است. آنگاه معتصم رو به محمدبن ‏على امام جواد علیه السلام كرد و پرسید: نظر شما در این مساله چیست؟

گفت: اینها نظر دادند، مرا معاف بدار. معتصم اصرار كرد و قسم ‏داد كه باید نظرتان را بگویید. محمدبن على علیه السلام گفت: چون قسم‏ دادى نظرم را مى‏گویم. اینها در اشتباه‏اند. زیرا فقط انگشتان ‏دزد باید قطع شود و بقیه دست ‏باید باقى بماند. معتصم گفت: به ‏چه دلیل؟

گفت: زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: سجده بر هفت عضو بدن تحقق‏ مى‏پذیرد. بنابراین اگر دست دزد از مچ یا آرنج قطع شود دستى ‏براى او نمى‏ماند تا سجده نماز را به جا آورد و نیز خداى متعال ‏مى‏فرماید: «و ان المساجدلله فلا تدعوا مع الله احدا» سجده‏گاه‌ها از آن خداست. پس هیچ كس را همراه با خدا مخوانید. ابن‏ابى داود مى‏گوید: معتصم جواب محمدبن على را پسندید دستور داد انگشتان دزد را قطع كنند و من همانجا آرزوى مرگ كردم. پس از سه روز ابن ابى داود به حضور معتصم مى‌رسد و مى‏گوید: به معتصم ‏گفتم خیرخواهى براى امیرالمومنین بر من واجب است و من در این ‏جهت ‏سخنى مى‏گویم كه مى‏دانم با آن به آتش جهنم مى‏افتم. معتصم ‏گفت آن سخن چیست؟ گفتم:

چگونه امیرالمومنین براى امرى از امور دینى كه اتفاق افتاده ‏است ‏به خاطر گفته مردى كه نیمى از مردم به امامت او معتقدند و ادعا مى‏كنند او از امیرالمومنین شایسته‏تر به مقام اوست، تمامى ‏سخنان آن علماء و فقها را رها كرده و به حكم آن مرد حكم كرد؟

پس رنگ معتصم تغییر كرد و متوجه هشدار من شد و گفت: خدا را در برابر این خیرخواهیت ‏به تو پاداش نیك عطا كند و پس از آن بود كه تصمیم به شهادت امام علیه السلام گرفت.


بزرگداشت نهضت‌هاى
شیعه

حسین بن على مشهور به شهید فخ نواده حضرت مجتبى علیه السلام در زمان ‏یكى از خلفاى بنى‌عباس به نام هادى عباسى قیام كرد. یاد و نام‏ او سندى بر محكومیت ‏بنى‌عباس تلقى مى‏شد و حماسه نهضت‌هاى شیعى‏ علیه خلفاى عباسى را در خاطره‏ها تجدید می‌نمود.

در حمایت از این شهید انقلابى روایتى نیز از امام جواد علیه السلام مى‏خوانیم: «پس‏ از فاجعه كربلا هیچ فاجعه‏اى براى ما بزرگتر از فاجعه فخ نبوده‏است.» یكى از نویسندگان در حكمت نقش انگشترى امام جواد علیه السلام «نعم ‏القادر الله‏» مى‏نویسد: بعد از آن كه «مامون‏» همه ‏انقلاب‌ها را سركوب نموده و تمامى صداها را خفه كرد. طبیعى بود كه مامون و عباسیان و یارانشان احساس كنند كه به نهایت ‏آروزیشان رسیده و به ارزشمندترین آرمان‌هایشان كه عبارت بود از محكم ساختن پایه‏هاى حكومت و سلطنتشان به طورى كه دیگر هیچ ‏نیرویى توان ایستادن در برابر جبروت و سركشى آنان نداشته است، دست ‏یافته‏اند ولى مى‏بینیم كه بعد از این همه، نقش انگشترى‏ امام جواد علیه السلام در برابر تمامى تصورات آنان قد علم مى‏كند و تمامى مظاهر و سركشى و ستم آنان را محكوم مى‏كند آن نقش این ‏جمله است «نعم القادر الله‏» چه نیكو توانمندى است‏ خدا.

و در این راستاست كه معتصم پس از این كه از مردم بیعت ‏براى ‏خود گرفت جویاى حال امام جواد علیه‌السلام شد و دستور داد كه امام ‏جواد علیه السلام و همسرش ام الفضل را به بغداد فراخوانند. زیرا كه‏ حضور و نام و یاد آن بزرگوار حماسه جهاد و پرچم آزادگى و عزت ‏ایمان است و جلوه امامت و وصایتش مهر باطلى است ‏بر خلافت‌هاى ‏باطل بنى‌عباس.

درود و سلام و صلوات خدا بر جواد الائمه علیه السلام آن هنگام كه با میلادش جلوه زیباى مبارك‏ترین مولود را رقم زد و آن هنگام كه با قامت زیباى امامت ‏خویش قیامتى از شكوه و جلال و عظمت الهى را متجلى ساخت و آن زمان كه در آخر ذى قعده سال 220 هجرى دیده از جهان فرو بست و با غروب غمگنانه و افتخار آفرین خویش تجلى بخش ‏آیات جهاد و شهادت

منبع:

ماهنامه كوثر، شماره 24، عباس كوثرى

]]>
26 مردادماه آغاز بازگشت آزادگان دلاور به میهن اسلامی ایران 2017-08-16T23:00:00+01:00 2017-08-16T23:00:00+01:00 tag:http://www.hamedan-shahed.ir/post/880 سردبیر وب سایت 26مرداد سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی محسوب می شود. قهرمانان مقاومت و ایثار که امنیت و آرامش امروز ایران مرهون جانفشانی و ایستادگی آنان در برابر سختی ها و شکنجه های طاقت فرسا است. دلاورمردانی که سال های دشوار اسارت را با شجاعت و رشادت سپری کردند و اینگونه اسوه صبر و استقامت لقب گرفتند.رژیم بعث عراق در 31 شهریور 1359 خورشیدی به ایران حمله کرد و زمینه ساز جنگی هشت ساله شد. متجاوزان به خاک کشور هرگز نمی پنداشتند که با ایستادگی مقتدرانه ایرانیان روبرو شوند و به هدف های خویش دست نیابند. سربا

26مرداد سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی محسوب می شود. قهرمانان مقاومت و ایثار که امنیت و آرامش امروز ایران مرهون جانفشانی و ایستادگی آنان در برابر سختی ها و شکنجه های طاقت فرسا است. دلاورمردانی که سال های دشوار اسارت را با شجاعت و رشادت سپری کردند و اینگونه اسوه صبر و استقامت لقب گرفتند.

رژیم بعث عراق در 31 شهریور 1359 خورشیدی به ایران حمله کرد و زمینه ساز جنگی هشت ساله شد. متجاوزان به خاک کشور هرگز نمی پنداشتند که با ایستادگی مقتدرانه ایرانیان روبرو شوند و به هدف های خویش دست نیابند. سربازان دلاور در طول جنگ با شجاعت فراوان به پیکار با دشمنان شتافتند و با شهادت و اسارت خویش به جهانیان نشان دادند که هیچ گاه از هدف های متعالی خود باز نخواهند ایستاد.

تاریخ دفاع مقدس سرشار از خودگذشتگی ها و جانفشانی های رزمندگان غیور است، بزرگمردانی که در این مسیر به اسارت نیروهای دشمن درآمدند و دوران بسیار سختی را تجربه کردند. صبر و استقامت اسراء، گواه شکوه و صلابت مردمانی است که برای احقاق حق خویش از هیچ تلاشی فروگذاری نمی کنند. آنان شکنجه و درد اسارت را با ایمان راسخ خویش تحمل و اسارت گاه ها را به دانشگاه های تربیت انسان های مجاهد و آزاده تبدیل کردند.

سالیان اسارت، لحظه های اثبات حقانیت جمهوری اسلامی و دفاع از استقلال و آزادی سرزمینی بود که با سال ها مبارزه و با خون هزاران شهید به ثمر نشست. فریاد خاموش غیورمردانی که با دژخیمان زمانه به رویارویی پرداختند و از سرزمین اسلامی خویش دفاع کردند.

پیروزی ایران در این جنگ، ثمره خون هزاران شهید، رنج اسارت و شکنجه هزاران تن از مبارزان و اسیران دفاع مقدس به شمار می رود و شجاعت و ایثار این بزرگواران بود که سربلندی و سرافرازی را برای کشورمان به ارمغان آورد و سبب پیروزی در این نبرد نابرابر شد. سرانجام ایران با پذیرش قطعنامه 598 حُسن نیت خود را به جهانیان نشان داد و اینگونه جنگ پایان یافت. در سال های پس از جنگ تحمیلی با همکاری کمیته بین المللی صلیب سرخ در امور اسرای جنگی، دو کشور تعامل در ارتباط با تبادل اسراء را آغاز کردند و اینگونه در ایران ستاد رسیدگی به امور آزادگان شکل گرفت. بدین شکل نخستین گروه از آزادگان ایرانی در 26 مرداد 1369 خورشیدی به میهن بازگشتند و پس از زیارت آرامگاه امام راحل(ره) به دیدار آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری شتافتند تا با آرمان های انقلاب اسلامی دگربار پیمان ببندند.

بدون شک دوران دشوار اسارت ثمره ای افتخارآفرین و عزت بخش به همراه داشت. صبر، استقامت، ایستادگی و تحمل شکنجه از ویژگی­های آزادگان ایران زمین است که در دوران اسارت به منصه ظهور رسید و نشانگر شکوه مقاومت و ایثار شد.

]]>
ولادت امام رضا (ع) بر تمامی شیعیان جهان مبارک باد 2017-08-03T23:00:00+01:00 2017-08-03T23:00:00+01:00 tag:http://www.hamedan-shahed.ir/post/879 سردبیر وب سایت ]]>